تبليغاتX
سوزی کوچولو
سوزی کوچولو
 

 

راز ماندگاری نوروز در اسلام

 

«نوروز» عيدي ماندگار در بين ايرانيان است. تعطيلات نوروزي، مسافرت و سير و

 

سفر، صله رحم، نو شدن و پوشيدن لباسهاي نو و زيبا، خانه تكاني، آشتي افراد قهر با

 

يكديگر و... از سنت هاي نيكوي نوروز در بين ايرانيان است. در اين مقاله سعي شده

 

است كه به راز ماندگاري نوروز و سنت هاي پسنديده آن در جامعه ايراني به ويژه

 

بعد از تلاقي آن با اسلام اشاره شود. اينك مطلب را از نظر مي گذرانيم:

 

¤ ويژگي اديان و شرايع قبل از اسلام

 

 

الف) منطقه خاورميانه

 

پيش از ظهور اسلام، اديان و شرايع چندي در خاورميانه وجود داشت. هر يك از اين

 

اديان و مذاهب داراي مناسك آييني و سنت ها و آداب و رسوم چندي بوده اند كه بدان

 

از آيين ديگري بازشناخته مي شدند. البته به جهت همزيستي و خاستگاه مشترك، همان

 

گونه كه تفاوت هاي آييني و رسومي در ميان ايشان وجود داشت، برخي از مشتركات

 

نيز وجود داشت كه مي توانست به عنوان عناصر و مؤلفه هاي همزيستي مسالمت

 

آميز ميان پيروان اديان و شرايع مختلف عمل كند. از اين روست كه نه تنها در برخي

 

از اشكال و رسوم و نامگذاري ها با هم مشترك بودند بلكه در برخي از داستان ها و

 

افسانه هاي وجوه مشتركي يافت مي شد كه برگرفته از ريشه هاي مشترك فرهنگي بود.

 

هر شريعت و آييني كه در اين فرهنگ مشترك پديدار مي شد، مؤلفه ها و عناصري از

 

فرهنگ ها و آيين هاي پيشين را حفظ مي كرد و برخي را كنار مي زد و برخي ديگر

 

را در شكل جزيي و يا مفهومي آن تغيير مي داد تا هماهنگ و سازوار با اصول و

 

مباني دين و آيين گردد.

ب) ايران

 

پيش از ظهور اسلام در منطقه جغرافيايي و فرهنگي ايران كه فرهنگ زرتشتي به

 

عنوان فرهنگ غالب حضور داشت، فرهنگ مانوي، مسيحي، بودايي، برهمايي،

 

يهودي نيز حضور جدي و موثري داشتند. اگر نگاهي به داستان ابراهيم و آتش و

 

گذري به افسانه سياووش و آتش بيندازيم درمي يابيم كه مشتركات چندي آنان را به هم

 

پيوند مي دهد كه نمي توان از آن به سادگي گذشت. بي گناهي هر دو و اثبات آن با

 

عبور از آتش سوزان و سلامت هر دو و بازتاب آن در آيين هاي برهمايي و بودايي

 

در سرزمين هند كه بخشي از جغرافياي فرهنگي آريايي، آرامي و ايراني را شكل می

 

 بخشد، نشانه هايي از اين تبادل فرهنگي و تعامل فرهنگي سازنده است.

 

 

اين مسئله بيانگر آن است كه نمي توان از واژگان ديني موجود در تورات و اوستا و

 

متون ديني و مذهبي سنكريت و مانوي و قرآن به سادگي گذشت. بسياري از واژگان

 

ديني و اصطلاحات از ريشه همسان برخوردار مي باشند كه خودنمايي از تاثير و

 

تاثرپذيري فرهنگ ها و آيين هاي ديني از يك ديگر مي كند. مگر نه اين است كه

 

مانويت برداشتي التقاطي از مسيحيت و اوستاي زرتشتي است و يا آيين سيك تركيبي

 

از اسلام و مسيحيت و آيين برهمايي و برخي از مناسك بودايي است. آيا نمي توان اين

 

مشتركات را نشانه اي از تاثر و تاثير دايمي و تعامل فرهنگي و آييني در جوامع

 

بشري به ويژه در مناطق مماس و درگير دانست؟

¤

 

چگونگي تعامل اسلام با فرهنگ ها

 

 

به طور كلي در تبيين تعامل اسلام با فرهنگ هاي ديگر از حيث درون و بيرون

 

منطقه اي به اين نكته بايد توجه كرد كه اسلام با فرهنگ موجود برخوردي مثبت و

 

سازنده داشته است. به اين معنا كه اصول عقلاني و عقلايي فرهنگ هاي پيشين را

 

پذيرفته، تأييد و امضا كرده است و تنها برخي از اصول خرافي و مؤلفه ها و عناصر

 

غيرعقلايي و غيرعقلاني را نپذيرفته است و يا در برخي به نوعي بازسازي مفهومي

 

دست يازيده است. به عنوان نمونه به مناسك آييني حج اشاره شده است كه آن را در

 

برخي از موارد پذيرفته و در برخي ديگر بازسازي كرده و در برخي ديگر وازده

 

است. اين پذيرش و وازنش و بازسازي برگرفته از اصول توحيدي اسلام با حفظ و

 

پذيرش تفاوت ها و تنوع فرهنگي و قومي است.

 

 

اسلام وقتي با عناصر و مولفه هاي فرهنگ ايراني روبرو شد همان رفتار و تعاملي

 

را در پيش گرفت كه نسبت به عناصر فرهنگي عرب و تازيان بيابان هاي حجاز و

 

نجد در پيش گرفته بود. به اين معنا كه برخي را پذيرفته و برخي را رد كرده و گروه

 

سومي را بازسازي كرده و متناسب با اصول و مباني توحيدي سازوار و هماهنگ ساخته است.

 

از اين روست كه برخي از آيين ها و مناسك فرهنگ ايراني- زرتشتي را وازده و

 

برخي ديگر را پذيرفته و در برخي به بازسازي اقدام نموده است. از آن جمله مناسك

 

آييني كه مورد پذيرش و يا بازسازي قرار گرفته است، آيين نوروز است. اما پرسش

 

اين است كه چرا آيين نوروز مورد پذيرش كلي قرار گرفته و عناصري از آن هم

 

چنان باقي و پا برجا مانده و حتي به عنوان عناصر فرهنگي مثبت مورد تاييد شارع

 

قرار گرفته است؟ راز ماندگاري نوروز چيست؟ چه عناصر و مولفه هايي در اين

 

آيين وجود دارد كه به عنوان علل و عوامل بقاي آيين نوروزي را فراهم آورده است؟

 

¤ عناصر سازنده آيين نوروزي

 

الف) رستاخيز طبيعت

 

 

اگر بخواهيم از نگاه قرآن به آيين نوروز بنگريم نخستين چيزي كه به چشم مي آيد،

 

مساله بهار و رويش دوباره گياهان و رستاخيز طبيعت است. شايد اين از مهم ترين

 

علل و عوامل و نيز از عناصر اصلي جشن بهار و نوروز است. در نگاه ايرانيان

 

فرهنگي (كه شامل گستره اي جغرافيايي از آن سوي هند و چين تا سوريه و كناره

 

هاي مديترانه و تا روسيه و ارمنستان و گرجستان و قفقاز و آسياي ميانه است) نوروز

 

آغاز رستاخيز طبيعت است. با ورود خورشيد به اعتدال بهاري زمستان سرد مرگ

 

بار از دامن كوه و دشت كوچ مي كند و طبيعت دوباره زندگي جديد و نويني را آغاز

 

مي كند. دشت و دمن به گل مي نشيند و آن چه تا پيش از اين مرده و مرده نما بود

 

زندگي را از سر مي گيرد. اين مساله مانند رستاخيز انسان است. آدمي را نيز در سن

 

كهولت كه به مرگ به دامن زمين بازگشته است همانند نوروز دوباره از خاك سر بر

 

خواهد آورد و رستاخيزش آغاز مي شود. از اين روست كه ايرانيان ميان طبيعت و

 

بهار و زندگي دوباره ارتباط تنگاتنگي را يافته اند. در آغازين روزهاي بهار به سراغ

 

مردگان گورستان ها مي روند و با آنان پيمان دوباره مي بندند. يادشان را گرامي مي

 

دارند و براي آنان خيرات و مبرات مي كنند. آن گاه در روزهاي پسين به دشت و دمن

 

مي روند و جشن مي گيرند. جامگان زيبا مي پوشند و خود و زندگي خود را نو مي

 

كنند. خانه تكاني از مولفه هاي اصلي آيين نوروزي است. اين نيز همانند زمستان

 

تكاني است كه بهار با خود به ارمغان مي آورد.

 

ب) تشبيه رستاخيز انسان به احياي طبيعت

 

قرآن هنگامي كه مي كوشد تا براي مشركان و كافران مساله رستاخيز و چگونگي

 

زنده شدن مردگان را تبيين كند، به مساله بهار اشاره مي كند و مي گويد: همان گونه

 

كه در بهار طبيعت دوباره زنده مي شود و دانه هايي كه در خاك بوده و به ظاهر بي

 

جان و مرده بودند دوباره جان مي گيرند و زندگي و حيات دوباره مي يابند، همين

 

گونه است، رستاخيز انسان كه از آغاز بر مي آيد و دوباره جان مي گيرد و زندگي را

 

پس از دادرسي روز رستاخيز ادامه مي دهد. آنان كه خرم دين بودند و راستي را

 

برگزيده و دانه هاي خويش را به تباهي نداده اند آنان هنگامي كه دوباره سر از خاك

 

بر مي آورند، به سعادت مي رسند و از بهشت برين بهره مند مي گردند و آنان كه

 

خود را تباه ساخته اند، در آن روز سر در گريبان كرده و در آتش دوزخ فرو مي روند

 

و از آب زقوم مي نوشند و جان ها و تن هايشان به تباهي مي رود، مي ميرند و زنده

 

مي شوند و اين عذاب سخت دردناك است از براي كافران و مشركان.

 

بنابراين يكي از علل ماندگاري سنت نوروز را بايد در ارزشي دانست كه قرآن به

 

مسئله بهار و رستاخيز طبيعت و رستاخيز انساني مي دهد. نوروز در انديشه اسلامي

 

همانند رستاخيز است. در انديشه اسلامي رستاخيز نيز روزي نو است. اگر هستي را

 

دو روز بدانيم روزي در دنيا و روزي در آخرت، رستاخيز همان روز نويي است كه

 

انسان دوباره برمي خيزد. در بخشي از گفت وگوهايي كه قرآن درباره روز رستاخيز

 

نقل و بيان مي كند به اين مسئله اشاره شده است كه مردگان در روز قيامت از بقاي

 

روزي و يا نيم روزي در دنيا سخن مي گويند. اين خود نشان مي دهد كه دنيا در نگره

 

اسلامي و قرآني روزي و يا نيم روزي بيش نيست. چنان كه در مسئله نوروز بر آن

 

اشاره رفته است. در روايات اسلامي نيز آمده است كه الدهر يومان يوم لك و يوم

 

عليك؛ روزگار و هستي دو روز است روزي به سود تو و روزي به زيان تو. به هر

 

حال سخن از روز و دو روز است و اين همان چيزي است كه در نگره ايراني نوروز

 

نيز ديده مي شود. يك روز كهنه كه با بهار تازه مي شود و روز ديگري آغاز مي

 

شود. اين روز يعني عمري جديد و تازه و زندگي نوين و آغازي ديگر.

 

 

ج) صله رحم

از علل ديگر ماندگاري نوروز مي توان به مسئله ديد و بازديد آن اشاره كرد. در عيد

 

نوروز كودك و جوان به سراغ پيران مي روند و ضمن احترام و سپاس از ايشان به

 

آنان ارج مي نهند. اين خود نه تنها به مسئله احترام به بزرگسالان توجه مي دهد، بلكه

 

تأكيدي است به مسئله صله ارحام كه يكي از مهم ترين احكام اسلام در حوزه

 

همبستگي اجتماعي و ساخت امت است. صله ارحام امري است كه به عنوان پايه هاي

 

حفظ همبستگي قومي و امت در اسلام مورد توجه بوده است. براي صله رحم آثار

 

زيادي است كه مي توان به تبادل فرهنگي و حفظ اصول وحدت آفرين و جامعه پذيري

 

و مانند آن اشاره كرد. از عناصر و مؤلفه هاي اصلي جشن نوروزگان، صله رحم

 

است. همين توجه ويژه نوروز به اين مسئله موجب شد تا آيين نوروزگان در اسلام

 

فرهنگي به عنوان سنتي مقبول مورد تأييد قرارگيرد.

 

 

د) خانه تكاني

 

 

از عناصر ديگر آيين نوروزي، خانه تكاني است كه به حفظ سلامت و پاكي خانه و

 

خانواده و جامعه مي انجامد. اصول اسلامي بر پاكي و طهارت جسم و جان بنا نهاده

 

شده است. در آيين نوروزي نيز به مسئله پاك كردن خانه از هر گونه خباثت ظاهري

 

و شست و شو توجه شده است كه مورد تاييد اسلام است.

 

 

هـ) پوشيدن لباس هاي نو

 

 

از ديگر مؤلفه ها و عناصر نوروزي مسئله پوشيدن جامگان نو است كه بيانگر

 

طهارت در پوشش و ظاهر است و اسلام به اين مسئله نيز بها و توجه داشته و دارد.

 

در جشن قوم ابراهيم كه قرآن از آن به يوم الزينه يعني روز زينت و آرايش ياد مي كند

 

مردمان خود را به آرايه هاي مختلف مي آراستند تا روزي را به شادي و خوشي در

 

طبيعت بگذرانند. اين نيز يكي از مؤلفه هاي مورد تأييد اسلام است و موجب شد تا

 

آيين نوروزي در فرهنگ اسلامي باقي و پا بر جا بماند.

 

 

و) طبيعت دوستي

 

 

ديگر راز ماندگاري آيين نوروزي را در فرهنگ اسلامي بايد در مسئله طبيعت

 

دوستي در آيين نوروزگان جست. مردمان در اين روز به طبيعت مي روند و مي

 

كوشند تا هر كس به سهم خود گياهي را بپروراند و پرورش دهد. هر چند در سال

 

هاي اخير اين مسئله به شكل نمادين پرورش و كشت سبزه درآمده است در گذشته

 

ايرانيان به كشت واقعي دست مي زدند. برخي درختي را مي كاشتند و برخي ديگر به

 

كاشت و نشا بوته و گياه اشتغال مي ورزيدند. اكنون در شمال ايران پيش از نوروز

 

كشاورزان دانه برنج را مي پروانند و در آغازين روزهاي بهار آن را در خزانه مي

 

كارند تا پس از چند روز يا هفته به نشا برند و شاليزار را از بوته هاي سبز برنج

 

پركنند. نمايشي واقعي از طبيعت دوستي. آن چه در آيين نوروزي مورد توجه است

 

همان طبيعت دوستي و پرورش گل و گياه و درخت است كه به شكل سبزه كاري

 

اكنون به جا مانده است. اين رازهايي است كه مي توان براي ماندگاري سنت و آيين

 

نوروزي در سنت فرهنگي اسلام يافت. اگر بيشتر درنگ كنيد مي توانيد رازهاي

 

ديگري نيز بيابيد و به اين مؤلفه ها بيافزاييد.

 

 

 

عید از منظر قرآن

 

انسان به طور طبيعي به سوي كمال گرايش دارد و از نقص مي گريزد. اگر مجموعه

 

اي از حالات انساني چون شادي و گرايش به زيبايي را اموري كمالي دانسته كه آدمي

 

به سوي آن ميل و گرايش ذاتي دارد، از اين رو طبيعي است كه آدمي به سوي اموري

 

از اين دست گرايش يابد و خواهان آن شود. بر پايه اين گرايش ذاتي است كه عيد به

 

عنوان نمادي از شادي و سرور مورد توجه و اهتمام بشر است. انسان در اين

 

روزهاي خاص كه به نوعي با امور طبيعي هماهنگ است، مي كوشد تا اوج شادي و

 

در حقيقت كمال خواهي خود را به اشكال متنوع و در قالب هاي گوناگون به نمايش

 

بگذارد. عيد بنابراين تفسير نمايشي از گرايش انسان به كمالي خواهي و كمال گروي انسان است.

 

 

¤ هماهنگي اعياد با طبيعت

 

اصولا جشن ها و اعياد كه نماد و نمايشي از گرايش انسان به كمال و آشكارسازي اين

 

ميل باطني در قالب هاي تجسمي و شكلي آن است به جهاتي با جهان بيرون ارتباط

 

تنگاتنگي مي يابد. به اين معنا كه در ايجاد و تحقق اين شور و اوج گيري هيجانات

 

احساسي و عاطفي بشر عامل موثر بيروني نقش كليدي و مهمي را ايفا مي كند. در

 

زماني كه طبيعت نوعي بلوغ كمالي را نشان مي دهد تأثيرات فزاينده اي در انسان به

 

جا مي گذارد و ميل و گرايش ذاتي انسان به كمال خواهي و كمال جويي را برمي

 

انگيزاند. در پي اين هيجانات و متأثر از آن است كه انسان به گونه اي در خود نوعي

 

احساس مي يابد كه مي توان از آن به همسان پنداري با طبيعت ياد كرد. در اين حالت

 

است كه آدمي خود راچون بخشي از طبيعت همراه با كمال موجود در طبيعت مي

 

پندارد و از رسيدن به چنين بلوغي خرسند و شادمان مي گردد و خوشحالي خود را به صورت هاي مختلف بروز مي دهد.

 

 

در همه مواردي كه به عنوان اعياد و يا جشن ها و سورها و به تعبير قرآني ايام الله از

 

آن ياد مي شود، اين عنصر و مولفه اساسي را مي توان شناسايي و ردگيري كرد. در

 

جشن گندم و يا جشن مهرگان عنصر كمالي به خوبي خود را نشان مي دهد. در اين

 

جشن ها آدمي با طبيعت كمالي گندم و يا فرآورده هاي جاليزي و تابستاني خود را

 

همراه و هماهنگ مي يابد و در سوري اين همراهي و سازواري را به نمايش مي

 

گذارد. در بسياري از ملل از اين نوع جشن ها و اعياد ديده مي شود كه هر ساله در فصل خود برگزار مي شود.

 

 

 

عيد نوروز شايد يكي از مهم ترين و سازگارترين اعياد بشري باشد. نمايش طبيعت در

 

اين فصل به اوج كمال خود مي رسد و طبيعت پس از مرگ ظاهري در زمستان،

 

دوباره در آغاز فصل بهار زندگي را مي روياند و گل و گياه و سبزه وچمن از زمين

 

برمي آيد. اين گونه است كه آدمي را در هيجاني از زندگي كمال فرو مي برد و جيك

 

جيك گنجشكان بر شاخسار درختان تازه به گل و جوانه نشسته را برمي انگيزد و آن

 

را به انسان منتقل مي سازد. اين گونه است كه آدمي متأثر از طبيعت شاد و پرنشاط به

 

وجد مي آيد و هيجان خود را همانند پرندگان بروز مي دهد و به شادي و نشاط مي پردازد.

 

 

¤ اعياد مذهبي و كمال خواهي

 

در اعياد مذهبي و آييني نيز چنين هماهنگي و انسجام را مي توان يافت. در همه اين

 

اعياد مذهبي و ديني نوعي كمال را مي توان ردگيري و شناسايي كرد. به عنوان نمونه

 

در عيد كريسمس هم هماهنگي با طبيعت را مي توان يافت و هم بلوغ كمالي را مي

 

توان جستجو كرد. در نظر مسيحيان اين روز، روزي است كه خداوند، انسان كاملي

 

را به زمين هديه كرد كه خود صورت كاملي از خداست. به اين معنا كه مسيح مظهر

 

كامل اسم الله است و تجلي خدا در انسان مي باشد. در اين صورت مي توان گفت كه

 

انسان در زمان ظهور مسيح و تولد و ميلادش به بلوغ نهايي خود رسيد و خلافت الهي

 

را كسب كرد و توانست جانشين خدا در زمين شود. هر چند كه ميان شب يلداي ايراني

 

كه آغاز چهله بزرگ زمستاني و آغاز فصل سرما و روز نخست دي ماه مي باشد و

 

مردم به جشن و سرور مي پردازند با يلداي مسيح نوعي هماهنگي و ارتباط وجود

 

دارد و اين نشان از همبستگي فرهنگي دارد با اين همه در هر دو ديدگاه نوعي كمال و

 

هماهنگي ميان طبيعت و كمال آن و كمال خواهي انساني را مي توان شناسايي كرد.

 

در انديشه يلداي ايراني، شب آغاز دي شبي است كه خورشيد متولد مي شود و پس از

 

پايان چهله بزرگ از قنداق كودكي بيرون مي آيد (اين را بنگريد با مسئله چهله شويي

 

كودكان) و در چهله كوچك كه تا دهم اسفند ادامه مي يابد خورشيد خود را براي

 

فعاليت آماده مي سازد، از اين رو در پس ابرها به گرم كردن زمين مشغول مي شود و

 

مي بينيم كه زمين گرم مي شود و روح در تن درختان دميده مي شود. از اين روست

 

كه مي توان درخت كاشت تا زمين جان خود را به گياهان منتقل كند. در آغاز بهار

 

است كه خورشيد پس از كمال خود و زمين بر فراز مي آيد و خود را چنان كه طبيعت

 

مي خواهد بر آن عرضه مي كند و گل و گياه به وجد و ترانه مي آيد و همان خورشيد

 

بهاري شادان و با طراوت سر بر مي آورد.

 

 

ميان اين شب يلداي ايراني كه شب ميلاد خورشيد است؛ (زيرا كه واژه يلداي آرامي به

 

معناي ميلاد و تولد است كه از آن واژه عربي ولد و يولد گرفته شده است و از نظر

 

ساختار زباني يكي هستند.) و شب ميلاد مسيح كه خورشيد حقيقت انساني است نوعي

 

تناسب كمالي را مي توان يافت.

 

در عيد فطر و نيز عيد قربان و ديگر اعياد مذهبي چون عيد غدير خم و شعبان نيز اين

 

كمال خواهي و كمال جويي را مي توان يافت. در همه اين اعياد نوعي ارتباط

 

 

تنگاتنگ ميان روز عيد و مسئله كمال را مي توان شناسايي و ردگيري كرد. عيدفطر

 

روز بلوغ و رهايي انسان از دام دنيا و رسيدن به تقواست و آدمي به اين اميد كه به

 

كمال مطلوب خود يعني تقواي الهي رسيده آن روز را جشن مي گيرد؛ زيرا قرآن

 

درباره هدف وجوب روزه ماه رمضان مي فرمايد: «كتب عليكم الصيام كما كتب علي

 

الذين من قبلكم لعلكم تتقون» بر شما همانند گذشتگان روزه نوشته و فرض شد تا شايد

 

تقوا پيشه گيريد. روز عيد فطر روز جشن و رسيدن به كمال روزه يعني تقواست.

 

روز عيد قربان نيز روز كمال ديگري است. در اين روز حاجيان پس از مناسك و

 

آيين هاي حج به قربانگاه مي روند تا شادي و سرور خود را از هماهنگي با جهان

 

هستي و رسيدن به توحيد صرف و محض جشن بگيرند. اين زماني است خود را در

 

مشعر و روز حشر آدمي در قيامت يافته و در عرفات معرفت به توحيد رسيده و در

 

مني به آرزوها و مناياي خود دست يافته و در مسلخ عشق خود را به نيابت از همه

 

عشق ورزان به قربانگاه مي برند.

 

 

¤ گستره معنايي عيد در قرآن

 

در قرآن كريم به صورت صريح تنها يك بار كلمه عيد به كار رفته است ولي به

 

صورت اشاره و ضمني آياتي از قرآن به اين مسئله اشاره دارد. خداوند درباره

 

درخواست حواريون اين واژه را به معنايي كه ما امروز از اين واژه مي فهميم به كار

 

برده است: «قال عيسي ابن مريم اللهم ربنا أنزل علينا مائده من السماء تكون لنا عيدا؛

 

خداوند ]دعاي او را مستجاب كرد و[ گفت: من آن را بر شما نازل مي كنم ولي هر

 

كس از شما بعد از آن كافر گردد ]و راه انكار پويد[ او را چنان مجازات مي كنم كه

 

احدي از جهانيان را مجازات نكرده باشم

 

 

عيد در لغت از ماده «عود» به معناي بازگشت گرفته شده است. از كاربردهاي اين

 

واژه مي توان دريافت كه چون اصالت در آفرينش كمال و كمال خواهي و بازگشت و

 

رجوع به آن است، مراد از عود، بازگشت به كمال است. پس هرگاه انسان و يا

 

طبيعت به جايگاه و اصل خود بازگشت آن روز، روزي است كه مي توان از آن به

 

عيد تعبير و ياد كرد. از اين رو است كه به روزهايي كه مشكلاتي از قوم و جمعيتي

 

برطرف مي شود و يا پيروزي ها و راحتي هاي نخستين باز مي گردند آن روز را

 

عيد گرفته و شادي بازگشت خود را جشن مي گيرند. چنان كه گفته شد در اعياد

 

اسلامي به مناسبت اين كه در پرتو اطاعت يك ماه رمضان و يا انجام فريضه بزرگ

 

حج، صفا و پاكي فطري نخستين به روح و جان انسان باز مي گردد و آلودگي ها كه

 

برخلاف فطرت است از ميان مي رود، عيد گفته شده است و از آنجا كه روز نزول

 

مائده بر حواريون روز بازگشت به پيروزي و پاكي و ايمان به خدا بوده است حضرت

 

مسيح(ع) آن را «عيد» ناميده است. و چنان كه در روايات آمده نزول مائده آسماني در

 

روز يكشنبه بوده و شايد يكي از علل احترام روز يكشنبه در نزد مسيحيان نيز همين امر باشد.

 

عيد به اين معنا در حقيقت بيانگر خودسازي انسان است؛ زيرا كساني كه به نوعي با

 

خودسازي توانسته اند به كمال خود بازگردند و با اصل خود ارتباط برقرار كنند به

 

شادي و سرور مي پردازند. به قول مولوي هر كسي چون دور ماند از اصل خويش؛

 

باز جويد روزگار وصل خويش. اين بازجويي روزگار وصل در شكل و قالب

 

خودسازي خود را نشان مي دهد و كسي كه خودسازي مي كند در جستجوي بازگشت

 

به اصل خود حركت مي كند و هرگاه اين احساس را در خود مي يابد كه به آن سو

 

حركت كرده است، شاد و مسرور مي شود كه مي تواند به اصل خود بازگردد و كمال

 

لايق را دريابد. در اعياد مذهبي مسئله بازگشت به اصل از طريق خودسازي بارها و

 

بارها مورد تأكيد قرار مي گيرد تا انسان به فراموشي دچار نشود و از راه دور

 

نگردد. در نماز عيد قربان و فطر به خواندن سوره هايي توصيه شده است كه سالم

 

سازي درون و تزكيه روح در آن سخت مورد تأكيد و توجه قرار گرفته است. در

 

ركعت اول نماز عيد، توصيه شده است كه سوره اعلي خوانده شود كه در آن به نكات

 

مهمي براي سازندگي انسان اشاره شده است از جمله خداوند مي فرمايد: «قد افلح من

 

تزكي؛ (اعلي- 14) به يقين كسي كه پاكي جست ]و درون خود را تزكيه كرد[ رستگار شد

 

 

تزكيه به معناي نمو و رشد دادن نفس با خيرات (1) است. و سپس اين واژه به معناي

 

تطهير و پاك كردن نيز آمده است. شايد به اين مناسبت است كه پاك سازي از آلودگي

 

ها و سالم سازي ريشه ها سبب رشد و نمو است. و در اين آيه ممكن است هر دو

 

مورد نظر باشد در ركعت دوم نماز عيد توصيه شده است كه سوره «شمس» خوانده

 

شود، كه در اين سوره تأكيد بر خودسازي و سالم سازي درون با بيشترين تأكيد ممكن

 

مطرح شده است خداوند در اين سوره بعد از 11 قسم مي فرمايد: «قد افلح من زكها؛

 

به راستي هر كس نفس خويش را پاك و تزكيه كرد رستگار شده. (صدوق، من

 

لايحضره الفقيه، بيروت، دار الاضواء، چاپ سوم 1413، ج 1، ص .436)

 

 

و در روايات علاوه بر طهارت باطني و تزكيه به طهارت ظاهري نيز توصيه شده

 

است. امام صادق(ع) فرمود: «كسي كه روز عيد نمي تواند در جماعت مردم شركت

 

كند، پس غسل كند و خود را خوشبو كند و به تنهايي نماز بخواند؛ همان طور كه در جماعت مي خواند.»(2)

 

 

¤ گردهم آيي و آراستگي

 

يكي از اشكال بازنمايي شادي و تجسم بخشي به نشاط دروني رسيدن به كمال و يا در

 

راه قرار گرفتن و آغاز رفتن و بازگشتن، توجه و اهتمام به آراستگي و زينت ظاهري

 

است. انسان به طور طبيعي دوست مي دارد كه شادي خود را به نمايش بگذارد و

 

ديگران را در شادي خود همراه گرداند. از اين رو گرايش عمومي و طبيعي در اعياد

 

و شادي ها گردهم آيي و جمع شدن است. از اين روست كه مردم در اعياد به گردهم

 

آيي علاقه مند هستند و مي كوشند با هم به شادي و سرور بپردازند.

 

براي اين كه بتوانند در فضايي باز و در آرامش و آسايش و به دور از هرج و مرج به

 

شادي و دست كوبي بپردازند به دشت و صحرا مي روند كه فضاي آزادتري را براي

 

ايشان فراهم مي آورد. در همه اعياد مذهبي مي توان رفتن به صحرا و گردهم آيي را

 

شناسايي و ردگيري كرد. هم چنين انسان به طور طبيعي گرايش به زيبايي ظاهري

 

دارد. او نيز مي خواهد همانند طبيعت خود را بيارايد و از رنگ هاي متنوع چون گل

 

ها و برگ ها استفاده كند. آراستگي به لباس ها و گل هاي زيبا در روزهاي عيد به

 

اوج خود مي رسد؛ چنان كه شادي و سرور نيز در اين روزها چنين است. از قرآن به

 

كمك روايات استفاده مي شود كه جهت اظهار نشاط و شادي هر آنچه جزء زينت هاي

 

حلال است مورد استفاده قرار گيرد از جمله لباس زيبا، قرآن كريم در اين رابطه مي

 

فرمايد: «يا بني ءادم خذوا زينتكم عند كل مسجد و كلوا و اشربوا و لا تسرفوا؛

 

(اعراف-31) اي فرزندان آدم! زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد؛

 

و ]از نعمت هاي الهي[ بخوريد و بياشاميد، ولي اسراف نكنيد»

 

امام باقر(ع) در مورد اين آيه فرمود: «يعني لباس هايي را كه به آنها خود را زينت

 

مي كنيد در روزهاي عيد و جمعه براي نماز بپوشيد.»(

3)

امام زين العابدين(ع) فرمود: «همه شما بايد در روز عيد زينت و غسل و آرايش كنيد

 

و از دعاهاي وارد شده آن روز به قدر توان بخوانيد و مبادا كاري كنيد كه چهره

 

ظاهري شما زيبا و عمل شما زشت باشد.»(4)

 

 

¤ نگاهي گذرا به عيد در روايات

 

 

در روايات مطالب نغز و دلكشي درباره عيد آمده كه طرح و بيان تفصيلي آن باعث

 

طولاني شدن مقاله مي شود، آنچه مي توان گفت فقط فهرستي از برخي مطالب و

 

آثاري مربوط به عيد است.

 

 

 

-چه روزي عيد است؟ در اين بخش بيان هاي مختلفي آمده است، گاهي برخي ايام

 

خاص را به عنوان عيد ياد نموده از جمله در روايتي مي خوانيم: «عيدها چهار تا

 

است، فطر و قربان و غدير و روز جمعه»(5)

 

علي(ع) فرمود: «و هر روز كه خدا در آن نافرماني نشود عيد است» (6) چرا كه

 

روح آلوده نشده و در نتيجه شادابي و طراوت ريشه دار است. نه تصنعي و ظاهري

 

كه متأسفانه امروزه رسم بر اين شده كه برخي با درون آلوده و روح فاسد شده، با تبسم

 

و لبخند ظاهري مي خواهند اظهار شادي و نشاط نمايند» در روايت پيش گفته از امام

 

زين العابدين(ع) خوانديم كه فرمود: «مبادا كاري كنيد كه چهره ظاهري شما زيبا و عمل شما زشت باشد».

 

 

از اين روايت مي توان استفاده كرد كه انسان مي تواند به گونه اي عمل نمايد كه هر

 

روزش عيد باشد، و گاه همين معني با صراحت در كلام معصومان آمده، چنان كه

 

علي(ع) فرمود: «امروز براي ما عيد است و فردا براي ما عيد است و هر روزي كه

 

خدا را در آن روز معصيت نكنيم آن روز براي ما عيد است» (7)

 

 

2-برخي وظايف روز عيد: گذشته از طهارت و زينت ظاهري و شركت در نماز عيد

 

و دادن زكات فطره در عيد فطر، و يا انجام قرباني در عيد قربان به اموري توصيه

 

شده است. كه به برخي از آنها اشاره مي شود

 

 

الف) شادي و خوشحالي: چون روز عيد روز گرفتن پاداش و جايزه است جا دارد

 

انسان خوشحال و بانشاط باشد، لذا در روايت آمده وقتي روز عيد فرا مي رسد منادي

 

ندا مي دهد «اي مؤمنان به سوي جايزه هايتان بشتابيد»(8) در روايت ديگر مي

 

خوانيم كه «به سوي پروردگار بخشنده بشتابيد كه ]پاداش[ زياد عطا مي كند و

 

]گناهان[ بزرگ را مي بخشد» اين پاداش هم در عيد قربان است و هم عيد فطر.

 

 

ب) تكبير و تهليل گفتن: در اجتماعات، و نماز جماعت صداي تكبير و تهليل به گوش برسد، لذا پيامبر اكرم(ص) فرمود: «عيدهاي خود را با تكبير زينت دهيد.» (9) در

 

جاي ديگر فرمود: «دو عيد ]فطر و قربان[ را با تهليل ]لااله اله الله[، تكبير، ]الله

 

اكبر[، تحميد ]الحمدلله[ و تقديس ]سبحان الله[ زينت دهيد»(10) و خود حضرت همين

 

گونه عمل مي كرد و در روز عيد قربان و فطر در حالي از منزل خارج مي شد كه

 

صدايش را به تكبير بلند مي كرد

 

ج) تقسيم كردن شادي ها: در اين روز به نشاط و شادي خود بسنده نكنيم سعي كنيم

 

شادي هايمان را بين ديگران تقسيم كنيم، امامان معصوم(ع)، تلاش داشتند سرور و

 

شادي روز عيد را به شكل هاي مختلف به ديگران انتقال دهند مثلا در شب و روز عيد

 

برده ها را آزاد مي كردند(11) و ما مي توانيم با كمك به ديگران رفع گرفتاري هاي

 

آنان و... دل شكسته اي را شاد كنيم و غمديده اي را بانشاط.

 

 

د) بازديد و زيارت: همان گونه كه در تمام اعياد متداول است كه مسلمانان ديد و

 

بازديد دارند و صله ارحام انجام مي دهند در عيد قربان نيز اين سنت حسنه مراعات

 

شود و همين طور به زيارت امامان معصوم رفتن مخصوصا زيارت امام حسين(ع) زياد سفارش شده است.(12)

 

 

از آنچه گفته شد به خوبي استفاده مي شود كه اعياد اسلامي به ويژه عيد قربان در واقع

 

جشن خودسازي و درون سازي است و جشن قرباني كردن هوس در ابعاد مختلف و

 

پي آمد خودسازي نيز طهارت ظاهري، ذكر زباني، تقسيم شادي ها، و زيارت و خدمت پاكان و بزرگان نمودن خواهد بود.

 

 

¤ عيد نوروز

با آن چه گذشت مي توان به مساله عيد نوروز از ديدگاه قرآن و روايت به شكل

 

ديگري نگريست. عيد نوروز در بردارنده بسياري از نشانه هاي اعياد مذهبي و ديني

 

است. از سويي در آن نمايشي از كمال جويي و كمال خواهي انسان و هماهنگ و

 

سازواري با طبيعت را مي توان يافت و هم نشانه هايي از رستاخيز و تاكيد بر

 

باورهاي اصولي و اساسي دين چون معاد و دوباره زنده شدن انسان چون طبيعت را

 

كه خداوند در قرآن از آن ياد كرده است و بيان داشته است كه اگر در رستاخيز شك و

 

ترديد داريد بنگريد كه چگونه ما زمين مرده را در بهار زنده مي كنيم و گياهان را مي رويانيم.

از ديگر ويژگي ها نوروز مي توان به مساله ديد و بازديد و صله رحم اشاره داشت كه

 

امري مهم و وظيفه اسلامي و انساني و عاملي مهم براي جامعه پذيري، فرهنگ

 

سازي و تبادل و تعاملات فرهنگي مي باشد. همبستگي اجتماعي و امت سازي را

 

تقويت مي كند و ريشه سست شده برادري و اخوت را دوباره استوار و محكم مي سازد.

 

عيد نوروز نمايشي از شادي و سرور است و تجسمي از كمال خواهي و زيباجويي

 

انسان مي باشد. كودكان را با طبيعت و انسان را با محيط زيست آشتي مي دهد و

 

ارزش و اهميت جهان و محيط زيست و درخت و درخت كاري را باز مي شناساند.

 

عيد نوروز، عيدي سرشار از حركت و جوشش و كوشش و محبت و عشق و بازگشت

 

و خودسازي و ديگرسازي و جامعه و امت سازي است. باشد كه آن را قدر بدانيم و در

 

حفظ آيين هاي ارزشي و اصولي آن كوشا باشيم.

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ پي نوشت ها :

1-راغب اصفهاني، المفردات، تهران، دفتر نشر الكتاب، دوم، ص .

 

 

213 2-حر عاملي، وسائل الشيعه، دار احياء التراث، ج 5، ص .

 

 

115 3-وسائل الشيعه، همان، ج 5، ص .

15 4-

ميرزا حسين نوري، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، ج 6، ص 150، حديث 6670/.

3 5-بحارالانوار، ج 86، ص 276؛ ج 89، ص 276و ج 98، ص .

 

351 6-نهج البلاغه، همان، حكمت .

 

428 7-مستدرك الوسائل، همان، ص 154، روايت 6680/.

 

8 8-مستدرك الوسائل، همان، ص 154، روايت 6678/.

 

 

7 9-كنز العمال، حديث 24094و .

 

24095 10-بحارالانوار، همان، ج 91، ص .

 

118 11-همان، ج 98، ص .

 

188 12-همان، ج 101، ص

100

 

 

 

 

 

 

دیدگاه شاعران عارف مسلک به عید مسند بر آیات و روایات

 

: ديدگاه شاعران عارف‌مسلك به عيد، مستند بر آيات و روايات است 

 

ديدگاه شاعران عارف‌مسلك به عيد، از ديرباز تا به امروز، مستند به آيات قرآن و

 

رواياتی بزرگان دين است.

 

«رضا اسماعيلی» شاعر ضمن بيان مطلب فوق گفت: اكثر شاعران كلاسيك و

 

معاصر از آيات قرآن و احاديث برای بيان مفاهيم مورد نظر خود درباره‌ی عيد به

 

صورت مستقيم يا نامحسوس استفاده كرده‌اند؛ مانند مولانا كه در مثنوی می‌گويد:

 

«گفت پيغمبر به اصحاب كبار/ تن مپوشانيد از باد بهار/ كانچه با برگ درختان می‌كند/ با تن و جان شما آن می‌كند»

 

وی درباره‌ی بهره‌گيری شاعران از دعای «يا مقلب القلوب» اظهار كرد: انعكاس

 

دعای يا مقلب‌القلوب را بايد در حوزه‌ی ادبيات نيايشی و توحيدی و هم‌چنين

 

بهاريه‌هايی كه شاعران به مناسبت فرارسيدن فصل بهار می‌سرايند، بررسی كرد.

 

خالق مجموعه‌ی «بر آستان جانان» افزود: در گذشته شاعران هنگام منتشركردن

 

مجموعه‌های شعر، خود را مقيد می‌كردند كه آغاز كتاب خود را با نام خداوند متبرك

 

كنند و به تناسب حال، قصيده يا غزلی را در ذكر جمال و كمال حضرت حق بياورند؛

 

از همين رو در اكثر شعرهای نيايشی و توحيدی مضمون دعای «يا مقلب القلوب» به

 

نوعی مستتر است؛ به عنوان مثال عطار در مقدمه‌ی منطق‌الطير خود مضمون اين

 

دعا را اين‌گونه بيان كرده است: «نفس من بگرفت سرتا پای من/ گرنگيری دست من

 

ای وای من/ جانم آلودست از بيهودگی/ من ندارم طاقت آلودگی/ يا از اين آلودگی پاكم

 

بكن/ يا نه درخونم كش و خاكم بكن/ مرده‌ای‌‌ام می‌روم بر روی خاك/ زنده گردان جانم

 

ای جان‌بخش پاك/ هر كه در كوی تو دولت‌يار شد/ در تو گم گشت و زخود بيزار شد...»

 

 

داور جشنواره‌ی شعر رضوی با اشاره به ابياتی از اين بهاريه‌ی سعدی «درخت،

 

غنچه برآورد و بلبلان مستند/ جهان جوان شد و ياران به عيش پيوستند...» تصريح

 

كرد: در فصل بهار طبع شاعران مانند طبيعت بارور و بالنده می‌شود و شاعران

 

زيباترين و شيواترين اشعار خود را در اين فصل رؤيايی می‌سرايند؛ تا جايی كه اكثر شاهكارهای ادبی در فصل بهار خلق شده است.

 

خالق مجموعه‌ شعر «از جنس باران» همچنين به مفهوم عيد در نگاه شاعران عارف

 

اشاره كرد و گفت: در نگاه شاعران عارف‌مسلك، عيد واقعی روزی است كه انسان به

 

انسانيت خود نزديك‌تر شده باشد و در مسير الی‌الله به فضايل انسانی آراسته و از

 

رذايل شيطانی پاك شود و سراپای وجودش تسبيح‌گوی حق باشد. شاعران عارف

 

پارسی‌گو با استناد به اين حديث كه «روزی كه انسان مرتكب گناه نشود عيد حقيقی

 

 است» در خلق آثار خود مفاهيم و مضامين مختلفی از عيد ارائه می‌دهند.

 

دبير جشنواره‌ی قلم زرين در سال 84، مفهوم و مضمون عيد را در آثار و سروده‌های

 

شاعران آئينی، بيشتر به صورت كنايه و ايهام دانست و تصريح كرد: نو شدن سال و

 

طبيعت در آثار اين دسته از شاعران، سنبلی است كه انسان هم به پيروی از طبيعت

 

دگرگون شود و هم علاوه بر ظاهر آراسته، دارای باطن و سيرت پيراسته شود.

 

 

در پايان بهاريه‌ای از رضا اسماعيلی را با هم می‌خوانيم

:

چرا ز فرصت گل با شتاب می‌گذری

 

ز كوچه‌باغ شكفتن به خواب می‌گذری

 

سلام سبز چمن را نمی‌دهی پاسخ

 

هميشه مثل خزان بی‌جواب می‌گذری

 

خطاب سبز بهاران به ما شكوفايی است

 

ولی تو بی‌خبر از اين خطاب می‌گذری

 

بهار آمد و در خواب سنگ، گل روئيد

 

تو سنگ مانده‌ای و غرق خواب می‌گذری

 

اگر چو غنچه تو هم فكر گل شدن باشی

 

زهفت‌خوان خزان مستجاب می‌گذری

 

 
لینک نوشته
شنبه بیست و ششم اسفند 1385 --  

سلام به اینجا خوش آمدید این خودمم همین طور که می بینید ورزش کار و سرحال!


yesکلیک کن بعد
همیشه اینجا سر بزن
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

اینارو قبلاً گفتم
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384

آدرس دوستام این پائین
یه یادگار از عشق
عکسهای هنرمندان
ليست وبلاگ هاي فارسي
طراح قالب : کانون آگهی و تبلیغات آراد
تالار پرشین تاک
Blogroll Me!

  RSS